وي در بازجويي گفت: از چندماه پيش متوجه ميشدم بعضي از مشتريان بانك پس از گرفتن پول نقد، به بانك برميگردند و ميگويند كه در ميان دستههاي اسكناس هزارتوماني، چند قطعه اسكناس جعلي پيدا كردهاند. ماموران در اينباره به تحقيق پرداختند و شعبههاي بانكي را زيرنظر گرفتند تا اينكه ديدند مرد جواني وارد بانك )شعبه جهانشهر( شد و از متصدي بانك خواست تا يك اسكناس 100دلاري را برايش نقد كند.
متصدي بانك وقتي به اسكناس 100 دلاري دقيق شد فهميد كه جعلي است. مرد جوان كه متوجه شك متصدي بانك شده بود، ناگهان فرار كرد. با تحقيقاتي كه انجام گرفت ماموران فهميدند اين جوان فراري مستخدم يك شعبه ديگر بانكي در قزلحصار است.
پس از چهرهنگاري از اين مستخدم بانك به تعقيبش پرداختند و پريروز او را ديدند كه همراه با دو مرد ديگر سوار بر يك اتومبيل از خيابان ميگذرند. پليس دستور ايست داد اما راننده اتومبيل اقدام به فرار كرد و در جريان يك تعقيب و گريز با ماموران به داخل يك خيابان فرعي پيچيدند تا اينكه در محاصره پليس قرار گرفتند.
هر سه مرد جوان بطور جداگانه تحت بازجويي قرار گرفتند و سرانجام راننده لب به اعتراف گشود و راز اسكناسهاي جعلي را فاش كرد. وي گفت: از چندماه پيش با محمد )مستخدم فراري بانك قزلحصار( آشنا شدم و او از من خواست گاهي او را بطور دربستي به مكانهاي مختلفي ببرم و هر بار هم پول قابل توجهي به من ميداد.منرفتهرفته به او شك كردم چون از نظر مالي مشكلات زيادي داشت و يك باره زندگياش تغيير كرده بود.
يك روز براي خريد به مغازهيي رفتم كه مغازهدار متوجه جعلي بودن پولهايم شد و خواست پليس را خبر كند اما فرار كردم. به ديدن محمد رفتم و به او گفتم اين پولها جعلي است چرا به من چيزي نگفته بودي؟ او تهديدم كرد كه اگر چيزي به پليس بگويم مرا هم شريكجرم خودش معرفي ميكند. محمد )مستخدم جوان بانك قزلحصار( هم در بازجويي گفت: دچار مشكلات مالي بودم تا اينكه يكي از دوستانم )محمدعليمتهم سوم( را ديدم. با هم به ديدن مردي رفتيم كه در كار خريد و فروش هزارتومانيهاي جعلي بود. او به من پيشنهاد كرد اسكناسهاي جعلي را در ميان بستههاي اصلي پولها قرار بدهم تا تحويل مشتريان بانك شود.
من هم اعتماد كاركنان بانك را به خود جلب كردم و آنها بخاطر شلوغي بانك، جابه جايي پولها را به من سپرده بودند. من هم در هر بسته هزارتوماني، ده تا سي قطعه اسكناس جعلي را وسط اسكناسهاي اصلي ميگذاشتم و به مشتريان بانك تحويل ميدادم. گاهي هم با اين اسكناسهاي جعلي خريد ميكردم. ما هر بار به سراغ آن مرد ميرفتيم و چند بسته اسكناس جعلي ميگرفتيم و پخش ميكرديم. من تاكنون 930برگ اسكناس جعلي هزار توماني از آن مرد گرفته و پخش كردهام.
ماموران پليس پس از اين اعتراف، محمدعلي )عامل اصلي پخش اسكناس جعلي( را در ساختمان نيمهكارهيي واقع در حسنآباد كرج دستگير كردند و احمدي بازپرس شعبه 21 دادسراي كرج، محمد )مستخدم بانك( و محمدعلي )عامل اصلي( را با قرار وثيقه 20ميليون توماني روانه زندان كرد و همدستان آنها نيز بازداشت شدند. به گزارش خبرنگار ما پليس موفق شد، تمامي اسكناسهاي جعلي را جمعآوري كند.

 نسخه قابل چاپ

 اين خبر را برای دوستتان ارسال نماييد!
اين خبر در صفحه(های)
سرقت بايگانی شده است.
بازگشت