با اعترافات تكاندهنده اعضاى اين شبكه سازمان يافته، قضات شعبه ۷۷ دادگاه كيفرى استان تهران مأمور شدند بررسى ويژه اى انجام دهند.
بنابه اين گزارش، اوايل بهمن ماه سال جارى، مردى در حالى كه هراسان بود و صدايش مى لرزيد به پليس كرج مراجعه كرد و ادعاى عجيبى را پيش روى كارآگاهان قرار داد.
اين مرد ۳۰ ساله كه ترس در چهره اش بود، گفت: «من اشتباهى كرده ام كه مى دانم گناه بزرگى است، پشيمانم و احساس مى كنم در دام يك گروه سارق گرفتار شده ام.»وى خود را مغازه دار سرشناسى در محله زندگى اش معرفى كرد و گفت: «چندى پيش وقتى زنگ تلفن مغازه به صدا درآمد و گوشى را برداشتم صداى زنانه اى را شنيدم كه خيلى مهربانانه با من حرف مى زد، او خودش را فريبا معرفى كرد و گفت از مدت ها پيش با رفت و آمد به مغازه ام من را ديده و علاقه زيادى به من دارد.»مرد جوان افزود: «ابتدا تصور كردم مزاحم تلفنى است و با گفتن اينكه من زن و بچه دارم خواستم دست از سرم بردارد اما او اصرار كرد من را ملاقات كند تا مطمئن شوم دروغ نمى گويد.بعد از چند بار تماس تلفنى اى كه «فريبا» با من داشت وقتى ادعا كرد زنى مطلقه است و پسر خردسالى دارد قول داد هيچ دخالتى در زندگى من نكند و تنها مى خواهد سايه مردى را كه دوستش دارد بالاى سر خود داشته باشد.»
وى گفت: «با چرب زبانى «فريبا» اغفال شدم و به اصرار وى پذيرفتم به ملاقاتش بروم، وقتى او را ديدم سوار بر خودروام به گردش رفتيم، خيلى به من ابراز محبت مى كرد و خواست با او ازدواج موقت داشته باشم وقتى ديد خام شده ام دعوتم كرد تا به خانه خواهرش كه در مسافرت هستند برويم و راحت تر حرف بزنيم.من و او وارد خانه خلوت شديم و گول وسوسه هاى شيطانى را خوردم، وقتى از آنجا خارج شدم خيلى پشيمان بودم به گونه اى كه همسرم نيز پى برده بود من در خود فرو رفته ام.»
مرد جوان افزود: «چند روزى نگذشته بود كه تلفن مغازه ام زنگ خورد، زنى جوان كه خود را خواهر فريبا معرفى مى كرد پيغام هاى محبت آميز او را به من رساند سپس گفت يك فيلم سى دى را با پيك براى من فرستاده اند و خود فريبا در موقعيت مناسبى با من تماس خواهد گرفت.
وقتى سى دى به دستم رسيد به تصور اينكه فيلم است در جمع دوستانم خواستم همگى به تماشاى آن بپردازيم، باور نمى كردم كه فيلم صحنه هايى باشد كه من در خانه خواهر فريبا با او تنها بودم.خيلى ترسيده بودم، مى دانستم براى من نقشه اى كشيده اند، زندگيم در خطر بود و نمى دانستم چند ساعت بعد چه اتفاقى خواهد افتاد تا اينكه تلفن مغازه ام زنگ خورد، صداى مرد ناآشنايى را شنيدم، من را كاملاً مى شناخت، او از فريبا حرف هايى زد و با تهديد اينكه سى دى را در اختيار همسرم قرار خواهد داد خواست تا در ازاى چشم پوشى آنان دو ميليون تومان پول بپردازم.
چاره اى جز پذيرفتن نداشتم، با فريبا قرار گذاشتم و با عصبانيت به ديدنش رفتم، اين بار از محبت و علاقه خبرى نبود با نگاه هاى مسخره آميزى من را تحقير كردند و دو ميليون تومان پول را گرفتند.تصور مى كردم ديگر دست از سرم بردارند اما همان مرد باز با من تماس گرفت و خواست پول تهيه كنم. وقتى بهانه آوردم كه پول ندارم قاطعانه تهديدم كردند كه سى دى را تكثير و نه تنها به همسرم مى دهند بلكه به همه دوستانم و بستگانم پست خواهند كرد.مرد جوان كه صدايش به بغض تبديل شده بود، گفت: «ديدم كه آنان دست بردار نيستند و به گونه اى من را به غل و زنجير كشيده اند خيلى سر در گم بودم حتى خواستم دست به خودكشى بزنم اما جرأت آن را نداشتم بخاطر همين تصميم گرفتم به پليس مراجعه كنم و آمادگى هرگونه مجازاتى را دارم.»
< رديابى توطئه گران
مأموران پليس كرج وقتى دستور قضايى مبنى بر رديابى توطئه گران صادر شد، عمليات ويژه اى را در دستور كار خود قرار دادند و با آموزش هايى كه به مرد جوان داده بودند از او خواستند با «فريبا» براى پرداخت پول قرار بگذارد. در اين قرار ملاقات بود كه «فريبا» بازداشت شد و با وجود ادعاهاى گمراه كننده وقتى ديد طعمه شان جزئيات توطئه آنان را فاش كرده است به اعترافات تكاندهنده اى پرداخت.اين زن خيابانى گفت: «من به همراه سه زن ديگر با مردى آشنا هستيم كه سر دسته باند و هدايت گر نقشه هايمان است، او با شناسايى مردان مغازه دار و به دست آوردن اطلاعاتى از جزئيات زندگى آنان از ما مى خواست تا به اغفال آنان دست بزنيم.»وى گفت: «نياز مالى زيادى دارم به خاطر همين بعد از آشنايى خيابانى با اين مرد وقتى شنيدم او مى خواهد دست به اخاذى از مردان بزند و بخشى از پول به من مى رسد، پذيرفتم همراهى اش كنم.»در خانه اى اجاره اى دوربين فيلمبردارى كار گذاشتيم، من به همراه زنان ديگر هر كدام قرار بود سراغ مردى برويم و او را به آن خانه بكشانيم، در تماس هاى تلفنى با اين مردان به آنان ابراز علاقه مى كرديم و خودمان را زن تنها معرفى مى كرديم تا اينكه مى پذيرفتند همراه ما به خانه خلوت بيايند.
فيلمبردارى به عهده همان مرد بود، وقتى طعمه هايمان مى رفتند براى اخاذى از آنان هر كدام خود را به جاى خواهر ديگرى معرفى مى كرديم و سى دى فيلم را براى آنان مى فرستاديم سپس شروع به اخاذى مى كرديم و هيچگاه تصور نداشتيم كه آنان جرأت شكايت داشته باشند.»با راهنمايى هاى «فريبا» مأموران توانستند يك مرد و سه زن ديگر را بازداشت كنند و از آنان فيلم هاى سى دى مبتذل كه طعمه هايشان تهيه كرده بودند، كشف كنند.سر دسته اين شبكه وقتى پشت ميز بازجويى نشست، چاره اى جز اعتراف نداشت، او گفت: وقتى با اين زنان دوست شدم پى بردم وضعيت مالى مناسبى ندارند تصميم گرفتم نقشه اى طراحى كنم و به شكار مردان هوسران بپردازم.به راحتى اين كار را صورت مى دادم و اكثر مردانى كه انتخاب كرده بودم در اين دام مى افتادند و باور نمى كردم آخرين طعمه مان با وجود اينكه مطمئن بودم به خاطر رابطه پنهانى با فريبا بازداشت و مجازات خواهد شد، شكايت كند.
< رسيدگى با ۵ قاضى
وقتى اعترافات همگى اعضاى باند تحت بررسى قضايى قرار گرفته شد با توجه به مجرد بودن سردسته باند، اتهام وى مبنى بر اخاذى و رابطه پنهانى با چهار زن در دادگاه كرج تحت بررسى قرار گرفت و مهمترين بخش از پرونده براى رسيدگى ويژه به شعبه ۷۷ دادگاه كيفرى استان ارجاع شد.بنابه گزارش خبرنگار ما، قاضى ساعى - رئيس دادگاه - به همراه چهار قاضى مستشار بزودى اين پرونده را كه شاكى نيز در آن متهم است تحت بررسى قرار خواهند داد.

 نسخه قابل چاپ

 اين خبر را برای دوستتان ارسال نماييد!
اين خبر در صفحه(های)
عرفی بايگانی شده است.
بازگشت