برای بازگشت به صفحه اصلی حادثه اينجا را کليک نماييد

[*IN ENGLISH*]

[VOICE CHAT]

[IRAN PHOTOS]







 



     
[اختصاصی] [عرفی] [قتل] [سرقت] [جرايم عادی] [جرايم مالی] [سوانح] [بلايای طبيعی] [متفرقه]

February 26, 2006

70 درصد فرزندكشي‌ها، دختركشي‌ است‌

7 اسفند - اعتماد، دكتر سيد حسن‌ حسيني‌، آسيب‌ شناس‌ اجتماعي‌ و عضو هيات‌ علمي‌ دانشگاه‌ نيز مي‌ گويد: قتل‌هاي‌ خانوادگي‌ در ايران‌ افزايش‌ چشمگيري‌ داشته‌ است‌.

تبليغات در حادثه

 
90 دقیقه تلفن رایگان به ایران
Call Iran 3.9 c/min
www.startec.com
چه کسی بهتر تخته نرد بازی می کند؟
بازی سر پول يا برای تفريح
www.play65.com
آنلاین بیلیارد بازی کنید و جایزه بگیرید
با دوستان جدید آشنا شوید و درآمد اینترنتی کسب کنید
www.play89.com
وبلاگ انگلیسی گویا
News, Photos and Videos
www.gooya.us

بخش‌ قابل‌ توجهي‌ از اين‌ نوع‌ قتل‌ها به‌ قتل‌هاي‌ ناموسي‌ اختصاص‌ مي‌يابد كه‌ در آن‌ همسران‌، دختران‌ و خواهران‌ به‌ قتل‌ مي‌رسند.

وي‌ ادامه‌ مي‌ دهد: بدين‌ ترتيب‌ بيش‌ از 70 درصد قتل‌ها به‌ دختركشي‌ و 30 درصد به‌ پسركشي‌ اختصاص‌ دارد. همچنين‌ درگيري‌هاي‌ منجر به‌ قتل‌ درحالي‌ صورت‌ مي‌گيرد كه‌ بيشتر قتل‌ها با استفاده‌ از چاقو، قمه‌ و وسايل‌ سنگين‌ آهني‌ رخ‌ مي‌دهند.
كوچكترين‌ خطاي‌ دختران‌ كه‌ ناموسي‌ تلقي‌ شود، با مجازات‌ مرگ‌ همراه‌ است‌.

دكتر حسيني‌ در خصوص‌ دختركشي‌ بويژه‌ دختران‌ جوان‌ بالاي‌ 18 سال‌ مي‌گويد: در حقوق‌ اسلامي‌ افراد بالاي‌ 18 سال‌ به‌ عنوان‌ افراد عاقل‌ و بالغ‌ به‌ شمار مي‌روند، اما متاسفانه‌ نزد برخي‌ خانواده‌ها، دختران‌ با كوچكترين‌ خطايي‌ كه‌ ناموسي‌ و به‌ خطر افتادن‌ آبرو تلقي‌ شود، از سوي‌ پدر، برادر، دايي‌، عمو و ... در معرض‌ شديدترين‌ خشونت‌ها قرار مي‌گيرند كه‌ اوج‌ آن‌ به‌ وقوع‌ قتل‌ منجر مي‌شود، اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ اين‌ مساله‌ براي‌ پسران‌ كمتر صدق‌ مي‌كند.

وي‌ مي‌افزايد: در پرونده‌هاي‌ دختركشي‌ عمدتا شاهد آن‌ هستيم‌ كه‌ قتل‌ به‌ صورت‌ آگاهانه‌ به‌ وقوع‌ پيوسته‌ و پدر با قصد قبلي‌ مرتكب‌ جنايت‌ شده‌ است‌، اما اين‌ امر در مورد پرونده‌هاي‌ مربوط‌ به‌ قتل‌ فرزندان‌ پسر به‌ گونه‌يي‌ ديگر بوده‌ و از اين‌ رو پسركشي‌ بيشتر تحت‌ تاؤير عوامل‌ بيروني‌ و ناآگاهانه‌ رخ‌ داده‌ است‌.

اين‌ آسيب‌ شناس‌ اجتماعي‌ معتقد است‌: فرزند كشي‌ها معمولا از سوي‌ پدران‌ تني‌ به‌ وقوع‌ پيوسته‌ و اغلب‌ آنها اين‌ گونه‌ مي‌پندارند كه‌ در خصوص‌ تنبيه‌ فرزندانشان‌، اختيار انجام‌ هر اقدامي‌ از جمله‌ پايان‌ بخشيدن‌ به‌ زندگي‌ فرزندشان‌ را داشته‌اندأ اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ حد و حدود اين‌ تنبيه‌ و نحوه‌ اعمال‌ آن‌ در هيچ‌ قانوني‌ هم‌ ذكر نشده‌ است‌ و همين‌ امر موجب‌ شده‌ گاه‌، پدران‌ به‌ بهانه‌ تربيت‌ فرزندان‌ دست‌ به‌ جنايات‌ فجيعي‌ بزنند.

دكتر حسيني‌ متذكر مي‌ شود: برخي‌ از والدين‌ بويژه‌ پدر خانواده‌ در سرپرستي‌ و حمايت‌ از زن‌ و فرزند صلاحيت‌ نداردوبايد بگويم‌ وجود بيش‌ از 2 ميليون‌ معتاد در كشور كه‌ 60 درصد از 95 درصد آنها، پدر خانواده‌ هستند، منجر شده‌ تا اغلب‌ آنها به‌ دليل‌ مصرف‌ مواد مخدر، تعادل‌ رواني‌ خود را از دست‌ داده‌ و زن‌ و فرزندان‌ خود را مورد آزار و اذيت‌ و انواع‌ خشونت‌هاي‌ خانوادگي‌ قرار دهند.

كارشناسان‌ مسائل‌ اجتماعي‌ نيز در اين‌ باره‌ معتقدند، مرداني‌ كه‌ هم‌ در جامعه‌ و هم‌ در خانواده‌ داراي‌ انحصار قدرت‌ هستند، زماني‌ كه‌ با استفاده‌ از ابزار خشونت‌، ديگران‌ را وادار به‌ انجام‌ رفتارهاي‌ مطابق‌ ميل‌ خود مي‌كنند، نه‌ تنها احساس‌ ناراحتي‌ و پشيماني‌ نكرده‌ بلكه‌ به‌ دليل‌ مشروعيت‌ ناشي‌ از هنجارهاي‌ فرهنگي‌، خود را محق‌ اعمال‌ خشونت‌ مي‌دانند.

در همين‌ رابطه‌ دكتر حسيني‌ نيز مي‌افزايد: هر مقدار كه‌ استرس‌ اجتماعي‌ بالاتر رود، مشكلات‌ نيز در محيط‌هاي‌ خانواده‌ افزايش‌ مي‌يابند و بسياري‌ از درگيري‌هاي‌ خانوادگي‌ ميان‌ پدر و فرزندان‌ ناشي‌ از عدم‌ پاسخگويي‌ نظام‌ كلي‌ اجتماعي‌ ما است‌، چرا كه‌ پدر در محيط‌ خانوادگي‌ احساس‌ اختيار كرده‌ و با زن‌ و فرزند خود به‌ دلخواه‌ رفتار مي‌كند.

اين‌ محقق‌ مي‌گويد: فرزنداني‌ كه‌ در اين‌ شرايط‌ اجتماعي‌ ناسالم‌ رشد مي‌كنند در بزرگسالي‌ به‌ يك‌ شخصيت‌ نامتعادل‌ و خشن‌ تبديل‌ مي‌شوند. اؤرات‌ سوء رواني‌ و اجتماعي‌ فرد رشد كرده‌ در خانواده‌ ناهنجار، وي‌ را به‌ فردي‌ خشن‌ تبديل‌ مي‌كند كه‌ در آينده‌ ممكن‌ است‌، دست‌ به‌ جنايت‌ جبران‌ ناپذيري‌ بزند.

او مي‌ گويد: ماده‌ 220 قانون‌ مجازات‌ اسلامي‌ مبني‌ بر اينكه‌ پدر يا جد پدري‌ كه‌ فرزند خود را به‌ قتل‌ رسانده‌ تنها موظف‌ به‌ پرداخت‌ ديه‌ قتل‌ به‌ ورؤه‌ مقتول‌ است‌ و مستوجب‌ قصاص‌ نيستند، اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ در طول‌ سالهاي‌ گذشته‌ تنها يك‌ يا دو مورد از مادران‌ فرزندكش‌ قصاص‌ شده‌اند و اين‌ مساله‌ براي‌ پدران‌ فرزندكش‌ صدق‌ نمي‌كند.

وي‌ تصريح‌ مي‌كند: توجه‌ به‌ اين‌ مساله‌ حايز اهميت‌ است‌ كه‌ «فرزندان‌ ما كودكان‌ جامعه‌ ايران‌ هستند»، بنابراين‌ بايد قانونگذاران‌ شرايطي‌ را به‌ وجود آورند تا پدر و مادرهايي‌ كه‌ صلاحيت‌ نگهداري‌ فرزندان‌ خود را ندارند، اين‌ كودكان‌ از آنها گرفته‌ شده‌ تا در مراكز خاصي‌ از آنها نگهداري‌ شود و بدين‌ ترتيب‌ هم‌ جان‌ اين‌ افراد بيگناه‌ در امان‌ مانده‌ و هم‌ اينكه‌ در آينده‌ به‌ افرادي‌ تبديل‌ نشوند كه‌ مملو ازعقده‌هاي‌ اجتماعي‌ هستند.

قوانين‌ تربيتي‌ بايد مطابق‌ با شرايط‌ كنوني‌ جامعه‌ بازنگري‌ شوند

دكتر حسيني‌ مي‌گويد: مراجع‌ ديني‌ و صاحبنظران‌ حقوقي‌ بايد متناسب‌ با شرايط‌ نوين‌ جامعه‌، احكام‌ جديد استخراج‌ و قوانين‌ تازه‌تري‌ وضع‌ كنند، در صورت‌ اعطاي‌ اختيار تنبيه‌ به‌ پدر خانواده‌، بايد نوع‌ و محدوده‌ اين‌ تنبيه‌ مشخا شده‌ تا از اين‌ طريق‌ به‌ بهانه‌ تربيت‌ و اصلاح‌ افكار عمومي‌ شاهد جنايات‌ فجيع‌ نباشد.

به‌ گفته‌ كارشناسان‌ اجتماعي‌، يكي‌ از ويژگي‌هاي‌ خشونت‌ خانوادگي‌، مجاز پنداشته‌ شدن‌ رفتار خشونت‌آميز از سوي‌ مرتكبين‌ است‌، زيرا نهي‌ اجتماعي‌ آنچنان‌ در اين‌ مورد قوي‌ عمل‌ نكرده‌ است‌. از سويي‌ ديگر تا زماني‌ كه‌ ساختار جامعه‌يي‌ بر نابرابريهاي‌ اجتماعي‌ استوار باشد و دگرگوني‌هاي‌ اساسي‌ در قوانين‌ اجتماعي‌ صورت‌ نگرفته‌ و تسهيلات‌ لازم‌ در اختيار قربانيان‌ و مجازات‌ سخت‌ براي‌ فاعلان‌ فراهم‌ نشود، امكان‌ برخورد جدي‌ و قاطعانه‌ با پديده‌ خشن‌ فرزند كشي‌ نيز وجود ندارد.


نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
اين خبر را برای دوستتان ارسال نماييد! اين خبر را برای دوستتان ارسال نماييد!
اين خبر در صفحه(های) قتل بايگانی شده است.
بازگشت
  Copyright © 2005 hadeseh.com
  email: Iranseek@yahoo.com

  آدرس اي ميل خود را در اينجا وارد نماييد تا  خبرها برايتان ارسال شود.
powered by Bloglet

      
[30metri.com] [roozi.com] [Digital Camera] [Buy A Car] [begim.com]