مدتها است از زمانی که بوکسور تیم ملی ایران بدون دستکش روی رینگ حاضر شد می گذرد. خاطره تاسف آور در گیری دو بازیکن تیم ملی ایران درست وسط میدان مسابقه و جلوی چشم میلیونها تماشاگر حاضر در استادیوم و نشسته پای تلویزیونها هم کم کم رنگ فراموشی می گیرد. اما گویا سایه شوم بد اقبالی از سر ورزش ایران کم نمی شود. حوادث غم انگیز به تناوب تکرار می شود و غرور ایرانی را به مسخره می گیرد. فاجعه دوپینگ وزنه برداری، تعلیق فوتبال ملی ایران و حالا هم که خط خوردن نام نماینده ایران از حضور در جام باشگاههای آسیا ورزش ایران را حسابی نقره داغ کرده است. بد اقبالی برازنده این اتفاقات تاسف آور نیست. اینکه فهرست اسامی بازیکنان استقلال به مقر برگزاری بازی ها نمی رسد یا با وجود اخطارهای فراوان مبنی بر تعلیق فوتبال کک مسوولین فدراسیون هم نمی گزد و ... نشان از بد اقبالی ندارد. شاید سهل انگاری واژه مناسب تری باشد. راستش در دنیای وب و اینترنت و ایمیل گله از نرسیدن و دیر رسیدن اسامی بازیکنان یک تیم بیشتر به لطیفه شبیه است تا واقعیت. در هزاره ایی که حجم انبوهی از اطلاعات ظرف چند دقیقه توسط سیگنالها جابجا می شود، شرم آور است که مسوولین فوتبال استقلال از نرسیدن نامه هایشان به مقر کنفدراسیون آسیا گله می کنند. آنها که ادعای نشستن بر کرسی مدیریت باشگاه استقلال و حتی فدراسیون و سازمان ورزش ایران دارند چطور ممکن است که از ارسال چند برگ اطلاعات عاجز مانده اند؟ نه! ضعف مدیریت و کم دانشی را نباید به گردن بد اقبالی انداخت که دیوارش کوتاه است... ما که یادمان نمی رود، مسوولان ورزش هم فراموش نکنند که ورزش ایران مدتی است گرفتار پیچ سختی شده و عبور از آن راننده ای ماهر و آزموده می طلبد. راننده ای که کمی فقط کمی از این اتفاقات ناخوشایند شیشه غرورش تلنگری بردارد و ترک عادت کند. نشان به آن نشان که ما از حضور بدون دستکش بوکسورمان روی رینگ درس نگرفتیم و کتک کاری بازیکنانمان وسط میدان عبرتمان نداد و گویا از دوپینگ وزنه برداری وتعلیق فوتبالمان هم خیلی سر افکنده نیستیم.

 نسخه قابل چاپ

 اين خبر را برای دوستتان ارسال نماييد!
اين خبر در صفحه(های)
متفرقه بايگانی شده است.
بازگشت