برای بازگشت به صفحه اصلی حادثه اينجا را کليک نماييد

[*IN ENGLISH*]

[VOICE CHAT]

[IRAN PHOTOS]







 



     
[اختصاصی] [عرفی] [قتل] [سرقت] [جرايم عادی] [جرايم مالی] [سوانح] [بلايای طبيعی] [متفرقه]

September 19, 2007

ترويج صيغه، مانعي براي ازدواج جوانان

29 شهريور - رادیو فردا، دکتر ناهيد توسلي مدير مسوول مجله نافه سال هاست به عنوان پژوهشگر به مسائل حوزه زنان نيز مي پردازد. او معتقد است حقوق برابر و عادلانه زن در طول تاريخ حاکميت نظام مردسالار از او دريغ شده و زن با ازدواج جزء مايملک مرد تلقي مي شود. با او درباره تغييرات مفهوم ازدواج و مشکلات فراروي آن گفت وگو کرده ايم

تبليغات در حادثه

 
90 دقیقه تلفن رایگان به ایران
Call Iran 3.9 c/min
www.startec.com
چه کسی بهتر تخته نرد بازی می کند؟
بازی سر پول يا برای تفريح
www.play65.com
آنلاین بیلیارد بازی کنید و جایزه بگیرید
با دوستان جدید آشنا شوید و درآمد اینترنتی کسب کنید
www.play89.com
وبلاگ انگلیسی گویا
News, Photos and Videos
www.gooya.us

زهره بيگي
---

مفهوم ازدواج در جامعه کنوني دستخوش برخي تغييرات است، اين تغييرات چه سمت و سويي داشته و محصول چه شرايطي بوده است؟

ما مي دانيم در جهان، اساساً هر پديده و هر انگاره يي در چارچوب وضعيت ويژه منطقه جغرافيايي و مقطع تاريخي و شرايط اسطوره يي، تاريخي، اجتماعي، جامعه يي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي، هنري و... خودش شکل گرفته و تعريف شده است.

بنابراين با تغيير هر يک از اين مولفه ها، بي شک مفاهيمي که در زيرمجموعه اين مولفه ها قرار دارند، که مي تواند شامل هر پديده يا انگاره يي از جمله ازدواج بشود، تغيير مي کند. مسلم است که در صورت تغيير اشکال آن مولفه در جامعه، بدون شک شکل هاي آن که در مقوله ازدواج بيشتر مراسم، مناسک و آداب و رسوم و نحوه اجراي آن مفهوم مي شود نيز تغيير پيدا خواهد کرد.

حال با اين فرضيات، ازدواج در عين مساله يي اجتماعي بودن و پيروي از قوانين مصوب در اجتماع، امري کاملاî خصوصي، شخصي و فردي است، مشروط بر اين که بپذيريم هر شخص انساني، يک فرد است که فرديت، شخصيت، دانش، تجربه و آمال و آرزوها و خواسته هاي کاملاî خصوصي و شخصي خود را نه تنها به دست آورده بلکه حق استفاده بهينه انساني از آن را هم دارد اگرچه حتي بخش عظيمي از آن اميال و خواسته ها ممکن است در شرايط اجتماعي جامعه اش به دليل تابو بودن يا به دليل سنت هاي قديمي قابل انجام نباشد.

ازدواج حتي اگر بر همين فرض، يعني زندگي مشترک دو انسان ماده و نر و در پي آن فرزند داشتن و ادامه نسل تعريف شود، باز هم مساله يي شخصي، خصوصي و فردي است که شهروند روشنفکر در جامعه مدني، ناگزير و ملزم به اطاعت و اجراي بخش هاي مصوبه قانوني و اجتماعي آن است، حتي اگر به آن قوانين و مصوبات باورمند و پايبند نباشد. در جامعه هاي شرقي و مسلمان و با حضور و وجود قانون هاي مدني، ديگر اين امر آزادانه و با تمايل و تراضي طرفين و بدون لحاظ کردن و دل سپردن به قوانين مدني شهروندي انجام نمي گيرد. درحالي که امروزه در اروپا دو نفر با ميل و علاقه خويش سال هاي فراوان، حتي حدود 30 سال، با هم زندگي مي کنند بي آنکه به کليسا رفته يا در مراجع قانوني ازدواج شان را تثبيت کرده باشند، که مسلماً ناگزير از پرداخت هزينه هاي پيامدهاي مادي و شهروندي اين عدم ثبت قانوني، که بعضاî مسائل اقتصادي، ارثي و مالي خود و فرزندان شان است، مي شوند.

من به عنوان زني فعال در اين حوزه و باورمند به بازگرداندن حقوق برابر و عادلانه زن به او که در طول تاريخ حاکميت نظام مرد - پدرسالارانه از او دريغ شده است، ازدواج را محصول مجموع تعاملات و ارتباطات عشقي، عاطفي، روحي، جسمي و جنسي دو انسان ماده و نري مي دانم که بي هيچ چشمداشت سود برنده و منفعت جوينده و مصلحت انديش، هريک ديگري را، آگاهانه و با نيت «عشق» و دوست داشتن که «شدن» انساني هر دو را در کنار هم رقم مي زند انتخاب کرده است.

بديهي است در اين انتخاب دوسويه و آگاهانه مسلماî امکانات و زمينه هاي آشنايي و ديدار و بحث و گفت وگو و تبادل انديشه و نظر، پيش تر بايد صورت گرفته باشد. با لحاظ کردن اين که در پيشگامي اين امر، جنس هيچ يک بر ديگري ارجحيت نداشته باشد. چه زن و چه مرد، زماني که هر کدام احساس کردند نيازمند زندگي مشترک با يکديگرند آن را با آن ديگر در ميان گذاشته و به تبادل «عشق» و تبادل «نظر» بپردازند تا سرانجام به يک نقطه مشترک که همان ادامه رشد و باروري «عشق»، چه از وجه مادي و معنوي و چه از وجه جنسي و جسمي و روحاني و مينوي است، برسند.

بي شک، سنت ها و آداب و رسوم و تابوهايي که در جامعه ها وجود دارند مي توانند سنگ هاي فراواني را در اين راه بيندازند، ولي مي دانيم که سنت ها و آداب و رسوم در زيربناي فرهنگي، تاريخي و جغرافيايي ويژه خودش شکل گرفته و نسل به نسل ما رسيده است، ولي متاسفانه حاکميت مرد - پدرسالارانه فرصت ساختار شکني از اين سنت ها و روز آمدکردن آن را به ما نداده است و همين ساختار موجب شده است که هر کس گليم خويش را از آب بيرون بکشد و کنار دستي اش را رها کند.

با همه اين سنگ اندازي ها و با توجه به رشد و کمال و هستي، اين آداب و رسوم چه بخواهيم و چه نخواهيم دچار تغييراتي اجتناب ناپذير مي شوند و عملاً شده اند. بنابراين، در اين روند مفهوم ازدواج که اينک تبديل به سنت شده، به شکل هاي گوناگوني درآمده است که پايه هاي اصلي آن در برخي اوقات متاسفانه، صرفاî به ارتباط بيشتر جنسي و نه عشقي و عاطفي ميان زن و مرد نزول يافته است. البته اين وضعيت در هر جامعه يي با توجه به شرايط تغييرات مولفه ها و ويژگي هاي اجتماعي، فرهنگي، تاريخي، سنتي و از همه مهمتر سياسي و اقتصادي آن جامعه روي داده است.

لذا ا ينجا است که در حال حاضر- و به ويژه در شهر هاي بزرگ کشور- ازدواج وضعيتي بحراني پيدا کرده است، زيرا بخشي از تغييرات اشاره شده در جامعه ما اتفاق افتاده و بسياري از ارزش ها را دچار دگرگوني و آشفتگي کرده است و اين آشفتگي، بيشتر از هرچيز، گرچه ريشه سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي دارد، اما بحران بسيار سنگيني را براي زندگي جوانان و اساساً زنان و مردان رقم زده است.

با توجه به بحران هاي ناشي از سخت شدن ازدواج و مشکلات پيش روي آنان، آيا ازدواج موقت که اين روزها مانور بسيار هم بر آن مي دهند، دردي از اين معضل دوا مي کند؟

بايد از اين گروه، آناني که به روزآمد شدن دستورات ديني و به فقه پويا باورمندند به اين مساله رسيدگي و تطبيق و قابليت اجراي آن را در شرايط کنوني جهان و در شرايط کنوني ايران و از همه مهمتر با توجه به «تابو» بودن بسياري مسائل ازجمله «دوشيزگي» در ايران، در اسلام و در مشرق زمين به بازتعريف آن اقدام کرده و راه حلي براي برون رفت از آن پيدا کنند.

در غير اين صورت دردي را که دوا نمي کند هيچ، دردهاي ديگري بر بسيار دردهاي ديگر جامعه مي افزايد که مهمترين آنها آزادشدن حوزه ارتباط جنسي صرف مردان، چه مردان متاهل و چه مردان مجرد، با زنان بيوه و تامين و تحقق نيازهاي جنسي مردان جوان به آنان و عدم کشش مردان جوان به ازدواج، به مفهوم «پايگاه دوستي و عشق و محبت و شدن انسان است.»

از سوي ديگر اجراي آن نيز در جامعه يي که به هنگام ازدواج دائم «دوشيزگي»، مهمترين ارزش دختر محسوب مي شود، نتوانسته و نمي تواند گرهي از مشکل ازدواج به شيوه «حداقل» و معمولي اش باز کند، زيرا با تن دادن به ازدواج موقت دختران براي ازدواج دائم بعدي مساله و معضلي غيرقابل حل خواهند داشت.

بنابراين، با توجه به شرايط روز جامعه ايران، که بي شک و عملاî تحت تاثير شرايط جامعه جهاني است، ازدواج نه به سبک سنتي نشستن در خانه و نه به گونه موقت قابل اجرا است.

در سال هاي اخير بسياري از مردان و زنان جوان از ازدواج سر باز مي زنند. ريشه ازدواج نکردن يا ازدواج هاي ديرهنگام مردان و به ويژه زنان را کجا بايد پيدا کرد؟

يکي از مهمترين و بزرگ ترين مشکلاتي که از دوران پدرسالاري به اين سو نصيب زن شد «آزاد نبودن» زن در انتخاب کردن انساني همسر خود و مايملک تلقي شدن زن از سوي مرد بود که موجب اسير شدن زن براي تمام عمر در زندگي با يک مرد شد، با ادامه اين که مرد هنوز قادر به انجام ازدواج به صورت «پلي گامي» (چند همسري) بود. درحالي که ازدواج مرد نيز، بايد به «مونوگامي» (تک همسري) تغيير شکل مي داد. بنابراين، اين قانونمند کردن زندگي مشترک جسمي - رواني زن و مرد چون در زير مجموعه حاکميت مردانه شکل گرفت، از مرد موجودي خودمحور ساخت و اين ساختار نابرابر و ناعادلانه، سرنوشت زندگي انسان ها را رقم زد. اکنون که در روزگار «موج سوم» و در جهان پيشرفته IT و دهکده کوچک مک لوهان زندگي مي کنيم هم وضعيت زنان به دليل آگاه شدن از حق حيات انساني و حقوق مادي و معنوي خود کاملاî تغيير کرده و هم وضعيت مردان در برابر اين دگرگون شدن ارزش هاي ناشي از آگاهي زن نسبت به طبيعت انساني خود و از جمله به امر «ازدواج» تغيير يافته است.

در جامعه ايراني ما هم همين دلايل صدق مي کند؟

با توجه به توضيحات بالا و اشاراتي که به گرايش جوانان نسبت به ازدواج موقت کردم، ازدواج موقت، به اين گونه اش، راه مشروعي براي فرار پسران و مردان جوان از ازدواج، و موجب تجرد آنان مي شود، در حالي که دختران امکان چنين رهايي از مشکلات جسمي - جنسي خويش را ندارند.

علاوه بر اين گزينه، تجرد در جامعه امروز ايران به ويژه در اين بيست سي سال اخير، معلول و محصول دگرگوني هاي اجتماعي، فرهنگي، ديني، سنتي، سياسي جامعه در حال گذار ايران است که گرچه در قرن 21 از هزاره سوم و در دوران اطلاعات وسيع مي زيد ولي هنوز هم، در عين زندگي در اين جهان مدرن و استفاده ناگزير از ابزارها و از فرهنگ آن، در يک زندگي و جهان بسيار پيچيده و بسته سنتي، اساطيري، تابويي، ايماني و اخلاقي دوران قبيله يي محصور است.

ديگر علت تجرد، شرايط «بحران اقتصادي» جامعه است که پس از انقلاب و پس از جنگ مانند بسياري مقوله هاي ديگر دچار دگرگوني شده است. با توجه به اين که همين بحران در اين منطقه جغرافيايي و در اين مقطع تاريخي شکل ويژه و متفاوت خودش را دارد که مشابه آن را در هيچ کجاي جهان نمي توانيم پيدا کنيم.

اين وضعيت اقتصادي، که وضعيت فرهنگي ويژه خود را نيز موجب شده است، يکي از مهمترين، اصلي ترين و بنيادي ترين عوامل عدم امکان زيستن مشترک طبيعي دختر و پسر در جامعه ما شده است. از يک سو، آزادي و بي بندو باري و لاابالي گري هاي فرهنگي بسياري از آن سوي جهان خود را تحميل جوانان اين جامعه کرده است و از ديگر سو باورمندي به حوز ه هايي از سنت ها و تابو ها و عدم امکان باور و پذيرفتن آنها از سوي خانواده هاي جوانان و نيز از سوي جامعه، و از سوي ديگر وضعيت نابسامان اقتصادي، بيکاري و بسيار مهمتر از همه، گم شدن پديده هاي گوهربار «عشق»، «دوست داشتن»، «ايثار»، «فداکاري»، «گذشت»، «سازش»، «وفاداري»، «رعايت حق ديگران»، «راستگويي»، «شفافيت» و... گم شدن بسياري ديگر از اين ارزش هاي والاي انساني- که زمان پذير و امکان پذير نيستند- در ميان دختران و پسران و خانواده آنها و در آخر، از همه بديع تر، اعلام راهکاري به نام «ازدواج موقت»، بدون توجه به مهمترين مساله تابويي جوامع ديني - سنتي شرقي مانند ايران، يعني «دوشيزگي».

يعني شما ازدواج موقت را از مهمترين موانع ازدواج دائم مي دانيد؟

به طور کلي دوشيزگان که موفق به ازدواج دائم نمي شوند و زنان مطلقه يا همسر از دست داده فرصت اين چنين ازدواجي را راحت تر و بي دردسرتر پيدا مي کنند چون بيشتر به درد اطفاي غرايزشان مي خورد. بديهي است در روند همين نوع «ازدواج موقت» مردان مجرد، به دليل بهره گيري جنسي، جسمي و اطفاي غرايز خود و راحتي خيال از ارتباط مشروع با زناني که حتي همسن مادران شان هستند و از قبل آنان شايد بهره هاي اجتماعي نيز نصيب شان شود، ديگر از دردسرهاي مادي و غيرمادي ازدواج طبيعي و دائم آسوده مي شوند. اينجا باز هم مردان هستند که از زنان به عنوان متعه استفاده مي کنند.

آن زنان هم چه به حوزه مقدس زن - مادرانه خود باور داشته باشند چه نداشته باشند، ناآگاهانه «و شايد بعضاî آگاهانه» موجب ازدواج نکردن طبيعي و رسمي دختران که از همجنسان خودشان هستند و نيز جواناني مي شوند که به آنان روي مي آورند. اين امر بدواî موجب فروپاشي بنيان خانواده که زيبا ترين پديده يک جامعه سالم است مي شود.


نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
اين خبر را برای دوستتان ارسال نماييد! اين خبر را برای دوستتان ارسال نماييد!
اين خبر در صفحه(های) عرفی بايگانی شده است.
بازگشت
  Copyright © 2005 hadeseh.com
  email: Iranseek@yahoo.com

  آدرس اي ميل خود را در اينجا وارد نماييد تا  خبرها برايتان ارسال شود.
powered by Bloglet

      
[30metri.com] [roozi.com] [Digital Camera] [Buy A Car] [begim.com]