
به گزارش خبرنگار ما صبح آخرين روز تابستان سال جاري مردي با مرکز فوريت هاي پليسي 110 تماس گرفت و با صدايي لرزان از وقوع جنايتي هولناک در يک شرکت پرورش شترمرغ خبر داد و از ماموران خواست هرچه سريع تر خودشان را به محل جنايت برسانند.
دقايقي بعد هنگامي که کارآگاهان جنايي پليس آگاهي استان تهران و متخصصان پزشکي قانوني و تشخيص هويت وارد شرکت مورد نظر شدند و با راهنمايي مدير اين مرکز به يکي از اتاق ها راه يافتند، خود را در برابر صحنه يي فجيع و تکان دهنده ديدند. کف اتاق با خون فرش شده و جسد عريان دختري جوان روي زمين افتاده بود. اين دختر به گفته مديرعامل شرکت پرورش شترمرغ مينا نام داشت و به عنوان منشي در آنجا کار مي کرد و معلوم نبود به دست چه کسي و با چه انگيزه يي کشته شده است. زماني که پزشکي قانوني حاضر در صحنه جنايت معاينه اوليه جسد را به اتمام رساند، اعلام کرد دختر 18 ساله بر اثر اصابت 28 ضربه کارد، قطع رگ هاي حياتي بدن و خونريزي شديد جان باخته و زمان مرگ در ساعات اوليه صبح تخمين زده مي شود. کارآگاهان براي به دست آوردن سرنخي از عامل يا عاملان اين جنايت به بازجويي از مديرعامل شرکت پرداختند. اين مرد که از وقوع حادثه دلخراش شوکه شده بود، گفت؛ مينا از يک ماه قبل کارش را شروع کرد. او هر روز حدود ساعت 8 صبح به شرکت مي آمد و فعاليت روزانه اش را آغاز مي کرد اما امروز هنگامي که چند بار با تلفن دفتر تماس گرفتم کسي گوشي را جواب نداد و از آنجا که قرار نبود مينا به مرخصي برود نگران شدم و اين بار با نگهبان شرکت تماس گرفتم و او نيز از علت بي پاسخ ماندن تلفن هاي من اظهار بي اطلاعي کرد. به همين خاطر سراسيمه و نگران خودم را به شرکت رساندم و وقتي وارد اتاق خودم شدم ناگهان ديدم کف زمين پر از خون است. از ديدن اين صحنه وحشت زده شدم و به جست وجو داخل اتاق هاي ديگر شرکت پرداختم تا اينکه با جسد مينا روبه رو شدم.
پس از اظهارات اين مرد کارآگاهان که اطمينان داشتند اين جنايت توسط يکي از کارکنان شرکت پرورش شترمرغ رقم خورده است، به بررسي تطابق زمان حضور منشي جوان و ساير کارمندان پرداختند و دريافتند ساعت 8 صبح هنگامي که مينا وارد محل کار خود شده، سرايدار شرکت نيز در آنجا حضور داشته و مشغول نظافت بوده، اما اين مرد ساعت 10 صبح به علت نامعلومي با شتاب محل کارش را ترک کرده است.
به اين ترتيب سرايدار 48ساله که عليرضا نام دارد به عنوان مظنون اصلي قتل دختر جوان شناخته شد و کارآگاهان با به دست آوردن نشاني منزل او بلافاصله راهي آنجا شدند، اما مرد ميانسال به همراه همسرش از خانه گريخته و به مکان نامعلومي پناه برده بود. به همين خاطر با صدور حکم جلب سيار عليرضا از سوي قاضي سليماني - رئيس حوزه قضايي اشتهارد- تحقيقات براي رديابي مرد مظنون به قتل شکل گسترده يي يافت و کارآگاهان چند روز بعد سرنخي از عليرضا به دست آوردند که نشان مي داد وي پس از فرار از شرکت و ترک خانه به منزل پسرخاله اش در مسعوديه تهران نقل مکان کرده است. پليس جنايي زماني که وارد اين خانه شد باز هم اثري از مرد سرايدار نيافت و کارآگاهان فقط توانستند همسر جوان او را بازداشت کنند و تحت بازجويي قرار دهند. زن جوان در اظهاراتش گفت؛ من از ماجراي قتل و محل فعلي اختفاي شوهرم خبر ندارم. روز حادثه عليرضا به خانه آمد و گفت با چند مرد افغان دعوا کرده و آنها اکنون دنبال وي مي گردند تا تلافي کنند و کتکش بزنند، به همين خاطر نيز پذيرفتم چند روزي خانه مان را ترک کنيم. زماني که مشخص شد اين زن حقايق را بازگو کرده و از واقعه اصلي بي اطلاع است، آزاد شد و افسران جنايي به کاوش هاي خود براي پيدا کردن ردپايي از مرد 48ساله ادامه دادند و بالاخره با به کارگيري شگردهاي خاص پليسي موفق شدند ساعت 12 ظهر روز سه شنبه اين مرد را در جاده همدان شناسايي و دستگير کنند. عليرضا پس از انتقال به پليس آگاهي اشتهارد در حالي که راه گريزي پيش رو نداشت به قتل دختر 18ساله اقرار کرد و گفت؛ من پيش از اين چهار بار ازدواج کرده بودم و از همسر سومم دو فرزند دارم، اما تمامي اين مسائل را از زن فعلي ام که همسر پنجم من است و چهار ماه قبل با او ازدواج کردم پنهان کرده بودم. از طرفي از همان زماني که مينا در شرکت پرورش شترمرغ مشغول به کار شد رابطه دوستانه يي با وي برقرار کردم و اسرار زندگي ام را با او در ميان گذاشتم ولي مينا از اعتماد من سوءاستفاده کرد و داستان زندگي ام را براي همسرم تعريف کرد. من نيز به قصد انتقام جويي وي را به قتل رساندم. هرچند مرد ميانسال اتهام قتل را گردن گرفته و به ظاهر انگيزه خود را نيز از ارتکاب جنايت بازگو کرده بود، اما عرياني جسد مقتول سبب شد کارآگاهان گفته هاي او را کافي ندانند و با اين باور که وي موضوعي را کتمان مي کند به بازجويي از متهم به قتل ادامه دادند. عليرضا اين بار انگيزه اصلي اش را فاش کرد و گفت؛ من به مينا علاقه مند شده بودم، به همين خاطر صبح روز حادثه به بهانه يي وي را به اتاق مديرعامل کشاندم و براي اينکه به او تجاوز کنم با ميله آهني دو ضربه به سرش زدم تا بيهوش شود، اما مينا قدرت بدني بالايي داشت و ميله را از چنگ من درآورد و ضربه يي به من زد. پس از آن بود که چاقويي را که همراه داشتم از جيبم بيرون آوردم و همين طور پي درپي به او ضربه زدم و سپس جسدش را به اتاق ديگري منتقل کردم، قصد داشتم باز هم به او تعرض کنم اما به دلايلي پشيمان شدم و فرار کردم. بنابر اين گزارش با اعترافات عليرضا راز اين جنايت پس از 24 روز فاش شد و متهم به قتل هم اکنون در بازداشت به سر مي برد.

 نسخه قابل چاپ

 اين خبر را برای دوستتان ارسال نماييد!
اين خبر در صفحه(های)
قتل بايگانی شده است.
بازگشت